وبلاگ شخصی میلاد صالحی
به سرنوشت بگوئید.. اسباب بازی هایت.. بی جان نیستند.. آدمند،می شکنند،کمی آرامتر..
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 13 فروردین 1396 توسط میلاد صالحی | نظرات ()

باران می بارید

مجنون زیر باران خشکش زده بود و در قطره قطره ی آن چهره ی گل انداخته ی لیلی را میدید که با گلگونه ی خجالت خیره کننده تر شده بود

باران می بارید

حالا لذت چای دونفره برای معشوقه ی سالخورده ای که مردبزرگش بخاطر لغزندگی راه در خانه حبس شده بود چندین برابر شده بود

باران می بارید

کشاورز روی قطره ی مهمان شده بر جوانه ی نورسیده اش برق زندگی را لمس میکرد

باران می بارید

بچه ها با اشتیاقی وصف ناپذیر از کلاس بیرون زدند و معلم ادبیات با لبخندی گوشه ی عینکش، "آی باران" زمزمه می کرد

باران می بارید و این "عشق" بود که مثل همیشه بی صدا و بی ادعا باران را غرق در نیروی حیات کرده بود...

مارال.م

tlg:vajeidarghafasas




درباره وبلاگ
سلام
من میلاد صالحی از رفسنجان متولد بامداد ۱۸ فروردین ۱۳۷۱ دانشجوی علوم آزمایشگاهی این وبلاگ را ایجاد کردم تا مطالب مورد علاقه ام را برای بهترین دوستانم و دیگر عزیزان بیننده از وبلاگم قرار دهم که آنها هم از این مطالب استفاده کنند تا شاید مورد استفاده آنها قرار بگیرد.
http://telegram.me/msalehi92
https://www.instagram.com/msalehi1992
با آرزوی موفقیعت و خوشبختی برای همتون.
موضوعات
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.

شارژ ایرانسل

دانلود

دانلود

قالب وبلاگ

اخبار سینما

خرید پستی

شادشاپ

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا